به پسرم و پرستوي مهاجر
|
||
پسرم ،نازنینم وبا ارزشترینم در زندگی : در چنین شبی تو تمام تلاشت را برای ورود به این دنیا بکار بستی و شبی فراموش نشدنی را برایم بوجود آوردی.شبی مملو از درد وبی خوابی ،اما هنگامی که در آغوشم قرار گرفتی وچشمان درشت و براقت را به من دوختی ... دیگر خستگی وبی خوابی معنایی نداشت سر تا پای وجودم تو شدی وبس .امید مادر تولدت برای ما بسیار فرخنده بود و هر روز که سپری میشد این فرخندگی و مبارکی وقدم خیری تو بیشتر خودش را نشان میداد چنانکه هنوز هم همینطور است؛واینک در آستانه سالی دیگر از این روز نازنین هستیم .مادرم ،عزیزم،پسرم،امیدم ،خنده لبهایم ، نور دیدگانم،قدرت گامهایم ،طپش قلبم ،همه هستیم تولدت مبارک .
در این روز کلی کادو ی حسابی گیرم آمد .همسر وپسر بسیار مهربانم ممنون.(البته هر سال همین است).
اما امسال چربتر بود.

تولد دخت رسول اکرم (ص) و روز زن و روز مادر مبارک.
امسال اس ام اس های عجیبی از بیست روز پیش در حال جابجایی است که فکر میکنم پول بسیار هنگفتی را به جیب مخابرات سرازیر میکند!!
حفره ای عمیق به عمق چاه ویل در درونم شکل گرفنه. ......
خداوندا سپاسگذارم به خاطر سال خوبی که در حال گذران است وروزهای آخرینش در حال سپری شدن .حداوندا سپاسگذارم برای این همه نعمت ومحبتی که در این سال بر من و خانواده ام ارزانی داشتی و خداوندا سپاسگذارم برای اینکه دوستان خوبی در این وادی برایم قراردادی . به تمام شما دوستان حلول سال نو را پیشاپیش تبریک میگویم وامیدوارم سالی بسیار نیکو تر از این سال برای همه عزیزانم از جمله شما دوستان خوب قرار دهد. خداوندا بارالها سلامتی وشادی ونشاط وآرامش را از ما دریغ نفرما ولطف واحسانت را .نوروز مبارک
تازگیها اصلا حوصله نوشتن ندارم ؛ علل زیادی داره یکیش کمبود وقته ،یکیش این لپ تاپه که کمتر بدستم میرسه ،یکیش اینکه هر چی دلت بخواد نمیتونی بنویسی، و ازهمه مهمتر دل بی حوصله منه که ترجیح میده سکوت کنه تا ناله ...سکوت سرشار از سخنان ناگفته است....
باید همیشه بالها را به اندازه یک عقاب باز کرد انوقت قطعا محل فرود هم قله ها خواهد بود اما اگر به اندازه گنجشک بال گشودیم محل فرود شاخه باریکی روی درختی کوچک ولرزان خواهد بود.
وای که چه هوای بدی شده ؛خیلی وقت بود منتظر پاییز و باران پاییزی و برگهای رنگارنگ این فصل بودم اما امسال از تابستان یکهو پریدیم توی زمستان .
قدیمها همیشه فکر میکردم سن بیست سالگی چه سالی خواهد بود چقدر ذوق داشتم تا زودتر به این سن برسم اما یکهو به خودم آمدم و دیدم ای دل غافل از مرز چهل وچند سالگی هم گذشتم و در آستانه 50 سالگی هستم . خوشی ها کم نبود اگر چه که سختی ها هم به نوبه خود کم نبود. البته خدا را شکر ناراضی هم نیستم. هر چه که در سر راهم قرار داد شاید اولش کمی دلخور بودم که این چیزی نبود که من می خواستم اما خیلی زود دیدم بهترین را در سر راهم قرار داده است.و همیشه سپاس گذارش هستم. وقتی به گذشته نگاه میکنم جای پای دونفر در مسیر زندگیم و موفقیت هایم بسیار پر رنگ هستند اگر چه خودشان سالهاست که دیگر نیستند.پدرم و پدر بزرگم. همیشه ین باور را به ما منتقل میکردنند که خواستن توانستن است و دختر یا پسر هیچ فرقی با هم ندارند.قبل از خیلی از پسر های اطرافم رانندگی یاد گرفتم قبل از همه همسنها و بخصوص پسر های اطرافم به سرکاری عالی رفتم ،تحصیلات عالی پیدا کردم به عنوان یک.... در جامعه مطرح شدم و خلاصه به هر کاری که اراده کردم با تکیه به خداوند و تشویق آن دو بهش رسیدم . منظورم منم زدن نبود. علت نگارش این مطالب مطلبی بود که در یکی دو تا از دستنوشتهای دوستان خواندم کاش همه مونث ها این باور را پیدا کنند که همه افراد با هم برابرند و دختر وپسر واقعا یکسانند .
اگر در جامعه ای به یکی ارج بیشتری گذاشته می شودعلتش ضعفهای موجود در آ ن جامعه است و افکار نادرستی که به عنوان یک اعتقاد واهی جایش را محکم کرده است .خانمها که سازنده نسلهای آینده هستند با تربیت بچه های خود به شکلی درست میتوانند که نقص بزرگ را بر طرف کنند شاید کمی سخت باشد ولی هیچ موفقیتی به راحتی بدست نمی آید. البته اگر ما خواهان یک جامعه خوب و درست هستیم اقایان هم باید در این راستا بدرستی پابه پای خانمها گام بردارندو حساب کنند که شاید در فردا دختری داشته باشند و قطعا این آرزو را خواهندداشت که او هم از حقوق خود بطور کامل برخوردار شود.باور کنید خواستن توانستن است. شاید سخت باشد و نیازمند زحمت بسیار ولی قطعا ارزشش را خواهد داشت. امیدوارم آقایان هم به این باور برسند که زن و مرد یکسانند. نه اینکه هرکس بد رانندگی کرد بگویند حتما زن است؛یا اینکه زن ساخته شده برای ماشین لباس شویی. رسیدگی به کارهای منزل از جمله وظایف یک خانم است اما هر جا که مدیریت لازم بوده خانمها حرف اول را زده اند. خانمها باید ابتدا تواناییهایشان را بخودشان و سپس به دیگران ثابت کنند؛در این جامعه مرد سالاری باید خیلی تلاش کرد تا ثابت شود زن جنس ضعیف نیست و مرد جنس قوی...!
از بچگی شیطان اما مودب بودی , وچشمهایت برق خاصی داشت .حالا بگذریم که رفتی روی میز نشستی...
یک روز باهم بازی میکردیم و تو رفتی پنهان شدی .هر چه گشتم نتوانستم پیدات کنم ترسیده بودم ؛ بلاخره معلوم شد روی صندلیهای همین میز دراز کشیده بودی ...به عقل جن هم نمی رسید.(البته ان روز رومیزی بلندی روی میز کشیده شده بود.

خیلی کوچولو بودی که دندان در آوردی و اونقدر آقا بودی که بر خلاف سایر بچه ها در سن یکسالگی شیر رو با لیوان میخوردی و همه جا باعث حیرت میشدی .دوتا دندانی که در عکس هم معلومه است دایم به لیوان میزدی و خودت میخندیدی.
میخواهم امروز سفارشی بنویسم ( آخه گفته شاد بنویسم )
از روزی میخواهم بنویسم که به دنیا آمدی ،با اون بدن کوچولو و ظریف ...اما دوتا چشم درشتت مثل الماس میدرخشیدو انگشتهای خیلی خیلی باریکت با اون ناخنها و موهای مشکی بلندت و صدای بلندترت میگفت که آی دنیا من آمدم تو از آن منی...

چقدر روزها بسرعت میگذرند . روی میز چشمم به تقویم افتاد و دیدم امروز روز کودک است . بهت یک اس.ام. اس کوتاه زدم و بشوخی گفتم کودکم روزت مبارک اما به زمانی برگشتم که این روز را هرگز فراموش نمی کردم و به این یهانه هدیه ای نثارت میکردم وبعد که نوجوان شدی به مناسبت روز نوجوان و حالا هم که روز دانشجو ...
حالا برای خودت مردی شدی .یک دانشجوی فوق لیسانس و در مسیری قرار گرفتی که هر روز زندگیت کاملتر میشود و انشاالله بی نقص تر و هر روز من کنارتر و دورتر و سایه تر اما همچنان تکیه گاهت هر جا که تو بخواهی .
یکسال دیگر از نبودت گذشت و من مثل هر سال بیقرار و افسرده این ماه را پشت سر گذاشتم وبر سر مزارت با تو درد و دل کردم و در سایه سکوت تو اشک ریختم ...
یک دختر وقتی از تمام دنیا دلش میگیرد تنها جایی که میتواند پناه ببرد خانه پدراست و متاسفانه سالهاست پناهگاه من سنگ سرد توست .
هرگز مهربانیت را فراموش نمیکنم و بزرگی روحت را.روحت همیشه شاد باد .
بار خدایا....
امروز دلم از وسعت تنهاییم خیلی گرفت.نه بد جوری شکست...

چقدر خوشحالم از اینکه میبینم دنیا بروفق مرادت میگردد،میبینم که خداوند مهربان تمام لبخند و مهربانیش را نثار تو کرده ومن نیز. امسال سال توست و واقعا امسال فراموش نشدنی خواهد بود؛احساس میکنم همه دنیا دارد به تو میخندد و در نتیجه به من .به پیش پسرم .با تمام قدرت موفقیت را در آغوش بگیر ولذت ببر.