به پسرم و پرستوي مهاجر

حقوق

از وقتی یادم می آید عاشق رشته حقوق و مسائل حقوقی بودم .وقتی فیلمی در رابطه با وکالت وخانم وکیل ها میدیدم قند تودلم آب میشد  اما حالا هر چه بیشتر با رشته حقوق وکار دفتر اسناد رسمی  می آمیزم اگرچه واقعا دوستش دارم واز مدت زمانی که مشغول کارم لذت میبرم اما دیدن مکرهایی  که عده ای برای فرار از دین ازجمله  پرداخت مهریه بکار میگیرنداز جمله انتقال کلیه اموالشان به غیر برای اینکه درمقابل قانون اعلام کنند چیزی ندارند تا مهریه زن را پرداخت کنند،بیشتر از همه حالم را بد میکند . خیلی حالم بد میشود میبینم مردی امروز می آید ومنزل زن را با هزار حقه یا وکالت میگیرد ویا بنام خودش میزند وبعد هفته دیگر می آید وهمان خانه را به نام زن صیغه ایش میکند.خیلی حالا بد میشود وقتی میبینم زنی می اید وبا تما م خلوص هر چه را که دارد از خانه وسهم ارث پدری وغیره به شوهر وکالت بلاعزل میدهد ودر مقابل اصرار من به عدم بلاعزل میگوید به شوهرم اطمینان دارم وبعد هفته بعدش با چشمان گریان می آید که به دادم برس.   همه چیز را فروخته وبا  یک زن فرار کرده و یک وکالت برایم فرستاده که برو طلاق بگیر. ومن فقط باید نگاهش کنم وبگویم من گفتم ولی اعتنایی نکردی. خیلی حالم بد میشودکه میبینم آقایی آمده ومیگوید همین بلا را خانمش سرش آورده واگرچه ناراحت میشوم اما ته دلم میگویم همیشه مردها بگذار یک بار هم خانمها . خیلی از هرچه زن است حالم بهم میخورد وقتی میبینم کشان کشان زن بیچاره را آورده که مهرش را ببخشدو زن مثل یک برده دنبال مرد با گردن کج وچشمان گریان ایستاده تا فرمان آقا را اجرا کند . درد بسیار است .

+ vida emadipour ; ۸:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱۱/٢
    پيام هاي ديگران ()   


جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ