به پسرم و پرستوي مهاجر

به پسرم

دیشب اولین باری بود که تو رو در خانه نداشتیم و شب خیلی سختی بود  .اولین سفرت به تنهایی وبه همراه دوستان اعلام ترک آشیانه بود اعلام اینکه بالهای تو دیگر به اندازه کافی قوی وبزرگ شده اند که دیگر نیازی به  حمایت ما نیست .اما فکر میکنم هیچوقت دیشب را فراموش نخواهم کرد وقطعا تو هم همینطور .قطعا احساس خیلی خوبی داشتی .احساس پرواز ،احساس استقلال و...

نازنینم، پسرم اگرچه خیلی دلتنگتم و جایت در خانه خیلی خیلی خالیست اما خوشحالم که بلاخره بالهایت را باز کردی و پرواز وترک آشیانه را تجربه کردی .پرواز به سلامت .سفر خوش .خداوند مهربان پشت وپناهت .دستهای من بسیار کوچک وناتوان از حمایت توهستند .پس تورا مثل همیشه به بزرگترین ومهربان ترین حامیان میسپارم .

+ vida emadipour ; ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٢
    پيام هاي ديگران ()   


جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ