به پسرم و پرستوي مهاجر

تقسيم ناعادلانه

چه احساس نا خوشايندی دارم. روزی از روزهای گذشته نه چندان خيلی دور ،در آن روزهای که دسته دسته کشور را ترک ميکردند و غربت را به ماندن ترجيح می دادند

ساده لوحانه فکر ميکردم اگر قرار باشد همه فرار کنند پس چه کسی ميماند و ميسازد اما حالا احساس عجيبی به تمام وجودم نفوذ کرده وآن اينکه با شرايط فعلی آيا پسر من و امثال من هم مثل ما دم از ناسيوناليستی بودن وعشق آب و خاک خواهند زد.آيا مثل  ما فکر ساختن خواهند بود . اما ساختن چه ؟؟؟متاسفانه آنها که ماندند بر خلاف تصور من وامثال من نماندند که بسازند!!!! تقسيم ناعادلانه و ناشايست قدرت باعث شده تا هيچ چيز در سر جای خودش نباشد.

با تمام وجودم سعی ميکنم احساس خوب دوست داشتن مام وطن را در فرزندم زنده نگه دارم همينطور اميد به بهبودرا و عشق وايمان واقعی به خداوند مهربان را و ايمان به اسلامی که جزءمحبت و ايثاروفداکاری وپاکی و صفا چيزی را آموزش نميدهد...

اما شنيدن کی بود مانند ديدن  

+ vida emadipour ; ٦:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/۸/٥
    پيام هاي ديگران ()   


جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ