به پسرم و پرستوي مهاجر

مادر

از بچگی وقتی با انسانی به نام مادر روبروميشويم انچه ميبينيم همگی ايثار است و از خود گذشتگی وبی اراده الگو برميداريم.ياد ميگيريم که مادر بودن يعنی در جزءجزء خانواده خلاصه شدن يعنی به خاطر آن عشقی که درقلب ووجودت داری خودت را يکسره بدست فراموشی بسپاری .حتی نفس کشيدنت به خاطر عزيزانت وخانواده است وقتی ياد خانواده های از هم پاشيده بم ميافتم تمام بدنم به درد می ايد اين عيد واين سال نو را بدون خانواده هايشان چطور سر خواهند کرد.؟؟؟آن مادران داغ دار چطور روز را شب ميکنند.؟؟؟وآن وقت عاجزانه و ملتمسانه از خداوند ميخواهم که به  تمام بندگانش نظر لطفی بياندازد ورفع  بلا کند.و به آن بندگان داغدارش هم تحمل عنايت کند.ای کاش ميتوانستم برای عيد به کنار اين مردم مصيبت زده بروم و با آنها همدردی ميکردم....

+ vida emadipour ; ۸:٥٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/۱٢/٢٢
    پيام هاي ديگران ()   


جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ