به پسرم و پرستوي مهاجر

نیاز

وخداوند انسان را خلق کرد با نیازهای بیکران بگستردگی دنیا .گرسنگی ،تشنگی،نیاز به پوشش ،خانه،خانواده،ارتباط،دوست داشتن ونیاز به دوستدار  داشتن ،اما نیاز به نوشتن وتخلیه احساست همیشه ودر همه حال با انسان آمیخته بوده ولحظه ای اورا راحت نگذاشته .آنجا که لباسی برای پوشیدن نبوده وغذایی برای خوردن اما نیاز به نوشتن بوده است . از چه زمانی واقعا انسان احساس کرد که باید بنویسد شاید اولین بار که ترسید یا شاید اولین بار که عاشق شد شاید زمانیکه حساب وکتاب زندگیش جور در نمی آمد ،شاید اولین بار که خشم وجودش را گرفت ،یا شاید اولین باری که دروغ گفت ،اولین باری که دزدی کرد ،اولین باری که  غرور وخودخواهیش از خود بی خودش کرد ،شاید آن وقتی که هابیل وقابیل به جان هم افتادنند،شاید آنوقتی که حسادت مثل خوره به جانش افتاده بود.شاید ...شاید... شاید... شاید اولین باری که خداوند را در کنارش احساس کردو با گرمایش گرم شد و...

 

+ vida emadipour ; ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٩/۳
    پيام هاي ديگران ()   


جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ