به پسرم و پرستوي مهاجر

قلم

 

قلمم راشکست ، کاغذ هایم را پاره پاره کرد ،با انگشتان برروی شنهای ساحل نوشتم . انگشتانم را شکست وامواج نیز  ساحل راشست .با کلام همراه شدم وزمزمه سر دادم .دهانم را دوخت و...

ذهنم را چگونه به اسارت میبری ؟؟؟

+ vida emadipour ; ٧:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٩/۱٦
    پيام هاي ديگران ()   


جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ