عزیز از دست رفته

یک بار دیگر یازدهم مهر ماه از راه رسید ودلم  پر از امواج خروشانی شد که مرتب محکم ومحکم تر خودشان را به د یواره نازک وجودم می کوبیدند. نمی دانم چرا هر سال  این دیواره نازکتر ونازکتر میشود. تحمل من هم کمتر و کمتر .امروز از صبح دلم زیر ورو بود یعنی یک هفته میشه که اینجوریم .خیلی بی تاب بودم  تا زودتر خودم را به پدر برسانم وسر م را بر روی سینه اش بگذارم و در سکوت وآرامش منزلش بغض سنگین ونهفته در گلویم را خالی کنم .اما متاسفانه سالهاست که من در این سکوت وتنهایی در کنار این سنگ سرد گریه میکنم و دستهای مهربان ونوازشگرت مرحم زخمهای من نمی شوند. سالهاست که دیگر با کلام گرم و پر  از مهرت به یاریم نمی آیی  ....پدر روحت شاد باد که همیشه وهمیشه جایت در کنار من خالی خالیست .

/ 6 نظر / 4 بازدید
سعید

درود بر تو ممنون که به من سر زدی, در مورد مرحوم پدر باید بگم که تا هنگامی که بود به درد تو مبتلا بود اما تو حتما اینو خوب میدونی که در این رخداد که او تجربه کرده طعم رهایش و بیداری را چشیده و مطمئنا در پروازی که کرده از اونچه که رنج و دردی طاقت فرساست برای زمینیان رها شده, پدر من هم درست 20 سال پیش پرواز کرد و از اون موقع تا حالا فقط خاطره اش بجا مانده برای من و همینطور نیز بیداری پیش از اتمام وقتم در این.... شاد و سر بلند و بیدار باشی پیش از اینکه وقتت تموم بشه....- آمین

آلباترا

روحش شاد! این چه آهنگیه !!خیلی غمگینه...

احمد

سلام. وب زیبایی دارین. ضمنا از این که به وبم سر زدین ممنونم . ولی در مورد " بله " باید بگم که اصلا دنبالش نیستم و این شعر هم شرح حال خودم نیست. یا علی

ابر

سلام شب به خیر.نوشته های قشنگی دارید.

بهمن

سلام ممنون که سر زدید به خدا می سپارمتون و خدا نگه دار

زهره

روحش شاد.. همیشه جایشان خالی می ماند اگر نباشند....