جنگ بین عقل واحساس

گاهی اینجوری میشم شدیدا در درونم جنگی شدید بپا میشود وآنوقت سکوتهای طولانی وعدم تمرکز میشه نتیجه اش که دائم مورد سئوال قرار میگیرم ومتاسفانه از اخلاق بدم اصلا در این گونه موارد نمی توانم صحبت کنم وعلتش را بیان کنم . و باز متاسفانه بیشتر مواقع عقلم به احساسم میچربد وهمین باعث میشود از خودم حسابی عصبانی شوم گاهی واقعا از این که همیشه انسان منطقی ودقیق ودرستی باشم خسته میشوم دلم میخواهد کمی هم خودخواه باشم .خودخواه وغیر منطقی .بدون فکر به اطرافیان ومسئولیتهایم .فقط به فکر خودخودم

/ 5 نظر / 17 بازدید
سودی

عزیزم این جور حالت ها واسه همه پیش میاد اما باید رو خودمون کار کنیم تا اول کمترین صدمه به خودمون و بعد به اطرافیان وارد بشه نوشتنتون رو دوست دارم انگار قلم رو مسحور خود کرده اید شاد زی[گل]

آلباترا

فکر کنم خاصیت مادر بودن همین باشه! بعضی وقتا واقعا آرزو می کنم کاش مامانم یه کم خودخواه بود... [گل][گل]

زهره زارعی

سلام........منم دقیقا همینطورم......وقتی عصبیو....میشم فقط سکوت میکنم..سکوت

زهره

چه خوب! بد که نیست.در واقع یکی از آرزوهای منه که خود خواه نباشم. البته منم عین آلباترا فکر می کنم ، این یکی از خصوصیات مادر بودنه.

مریم

سلام موافق این گفتتون هستم. گاهی بد نیست خودخواه باشیم. اینجوری شاید بهترین کاری که میشه انجام بشه. یعنی نتیجه اش نه تنها بد نیست بلکه خیلی هم خوبه... از وبلاگتون خوشم اومد. امیدوارم همیشه شاد و سبز باشید