قلم

 

قلمم راشکست ، کاغذ هایم را پاره پاره کرد ،با انگشتان برروی شنهای ساحل نوشتم . انگشتانم را شکست وامواج نیز  ساحل راشست .با کلام همراه شدم وزمزمه سر دادم .دهانم را دوخت و...

ذهنم را چگونه به اسارت میبری ؟؟؟

/ 3 نظر / 2 بازدید
آلباترا

کی؟ لحنش منو یاد اون جمله یا شعر معروف انداخت ...دهانت را می بویند... آخ که من چه قدر دلم می خواد این ذهنمو اسیر کنم...میره هرجا که دلش بخواد[گریه]

سپنتا

امیدوارم هرگز ذهنم به اسارت درنیاد.امیدوارم!