باران

چه بارانی !چه هوایی !چقدر دلم میخواهد بروم زیر این باران پیاده روی

/ 2 نظر / 16 بازدید
هورمزد یعقوبی نژاد

می شناسم اثر خیس قدم هایت را تو رهاورد سکوت و نم باران داری ابر شب رنگ در آمیخته با آرامش که پس خامشی ات قصه طوفان داری شور شیرین سرایش ز توام بر جان است ای که افکار مرا دست به دامان داری ململ ذهن نوازی و نمت شعر افزا چشم عشاق به هر گریه تو گریان داری بسته ای سلسله بر کلکم و می جنبانی ای که رگبار غزلناک فراوان داری می فشانی به سرم رشته ای از مروارید شوق سازا به لطافت چو من ایمان داری! اشک و رخساره ی من در شرف دیدارند خواهم ای ابر که باریده و پنهان داری آشنای من شبگیر شدی دیگر تو! که به هر واژه ی شعرم سر پیمان داری