پاییز

پاییز فردا از راه میرسد ،پاییز رنگارنگ و نسیم خنک وشاید نم نم بارانی .تمام اینها دنیایی از خاطرات تلخ  وشیرین را زنده میکنند خاطراتی که گاه سبکی ابر را در درونمان تداعی میکند و  گاه  خیسی و رطوبت باران را برچشمانمان .پاییز از راه خواهد رسید همانطور که سال قبل وسالهای قبل آمد ورفت وبدنبالش زمستان آمد. اما یکسری خاطرات اگر چه در درون روح وقلب ما زنده میشود باز خاطره هستند خاطراتی که با گذشت زمان شاید کمی کمرنگ شده باشند، اما هستند. کاش این توانایی را داشتیم که یکسری خاطرات را در درون صندوقچه خاطرات میگذاشتیم ،درش را میبستیم وکلیدش را هم گم وگور میکردیم .اما پاییز ومهر ماه واولین بارانش انگار میشود کلید همان صندوق تمام خاطراتی که تمام روزها وسالها سعی به فراموشیش داشته ای.پدر مهر باز از راه رسید وبرایم یادآوری کرد که یک سال دیگر از نبودت میگذرد و جای تو را هیچ چیز نتوانسته پر کند .پاییز از راه رسید و یادآوری کرد که چه بیرحمانه در پیچ وخم جاده هراز گم شدی وبه یک سفر بدون بازگشت رفتی .لعنت به جاده ،لعنت به پاییز  و لعنت به اون باران بی موقع ...اما خوشبینانه باید گفت که نمی توانم  زیبایی برگهای  رنگارنگت را انکار کنم  و  نسیم خنک و دلچسب مهر ماهت را .پدر هم فریب همین زیباییت را خورد که راهی شد ...لعنت به جاده ،لعنت به پاییز ولعنت به اون باران بی موقع ...

/ 6 نظر / 11 بازدید
آستاره

سلام ویدای عزیزم الهی من بمیرم ... [گریه][گریه][گریه] لعنت به جاده ... متاسفم ویدای عزیزم روح پدر بزرگوارتون شاد [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

آستاره

ویدا جونم [گریه][گریه][گریه] این جمله : "چه بیرحمانه در پیچ وخم جاده هراز گم شدی وبه یک سفر بدون بازگشت رفتی" خیلی درد داره من رو توی غمتون شریک بدونید[گریه][گریه]

آستاره

حتما روح پدر عزیزتون در آرامش و غرق در دریای رحمت خدای مهربان است انشالله ..... [گریه] [گل]

آستاره

سلام ویدای عزیزم خوبید؟ ممنونم از دعای خیرتون در اولین روز هفته ... [قلب][ماچ][گل]

آستاره

[گل][ماچ]

آستاره

[ماچ]